تبلیغات
بیاییــــــــد این آتش ویرانگر را مهار کنیم - ورقی بر دفـتــــــــــر زندگی...
بیاییــــــــد این آتش ویرانگر را مهار کنیم
همواره آمادهء دریافت نظرات و پیشنهاداتِ شما عزیزان هستیم...

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395
ظــــرفـیــت و مسئــولـیـت (قـبـله گـُـــم کـردن)



به نظر من هر کسی در هر مسئله ای یک حد و حدودی دارد؛چه دریافت، چه پرداخت؛ محبت،پول،حسادت،خشم،صبر،علم،عشق و...
تا یک مقدار و میزانی میتواند از هرچیزی بهره بگیرد یا ازخود بروز دهد و یاانجام دهد.
و باتوجه به قانون نهم(وادی نهم)میتوان گفت این میزان میتواند از یک نقطه ای شروع و تا هرآنچه ما دست از تلاش برنداریم،گسترش و رشد یابد.
شاید شخصی تحمل دریافت یک پیام محبت آمیز راهم نداشته باشد اما به جایی میرسد که میتواند عالمی را سیراب ازمحبت کند و خود دریایی از محبت شود!






باسلام! همیشه دوست داشته ام در مسیر کنگره،هرازگاهی خودرا محک بزنم که ببینم تا

 چه حدی توانسته ام ازآنچه در اختیارِ من قرارگرفته است بهره گیرم و به آموزشهای خود اضافه کنم و از همه مهمتر اینکه چه اندازه در حال و هوایِ زندگیم تأثیرگذار بوده است یا بهتر بگویم به آن عمل کرده ام!
صحبت از ظرفیت که میشود ناخودآگاه فکرم معطوف کلمهء ظرف میشود؛میتوان گفت میزان گنجایش، یا مقدار پذیرش از هر چیزی...
به نظر من هر کسی در هر مسئله ای یک حد و حدودی دارد؛چه دریافت، چه پرداخت؛ محبت،پول،حسادت،خشم،صبر،علم،عشق و...
تا یک مقدار و میزانی میتواند از هرچیزی بهره بگیرد یا ازخود بروز دهد و یاانجام دهد.
و باتوجه به قانون نهم(وادی نهم)میتوان گفت این میزان میتواند از یک نقطه ای شروع و تا هرآنچه ما دست از تلاش برنداریم،گسترش و رشد یابد.
شاید شخصی تحمل دریافت یک پیام محبت آمیز راهم نداشته باشد اما به جایی میرسد که میتواند عالمی را سیراب ازمحبت کند و خود دریایی از محبت شود!
میتوان گفت در انسان،یک ظرفیت در صور آشکار داریم؛یعنی جسم من تا یک میزانی میتواند فشار،گرما،سرما و... را تحمل نماید اما اصولأ این مقوله؛یعنی ظرفیتی که درکنار مسئولیت قرارگرفته برمیگردد به صور پنهان انسان،یعنی چیزی است فراتر از جسم و ماده.اینجاست که میتوان آن را با ظرفِ قابلِ رشدِ هر انسانی،یعنی دانایی او،منطبق دانست.
یعنی هرشخصی به همان میزان که ازمحبت،صبر،علم و... آگاهی دارد و این آگاهی را بکارگرفته،میتواند ازآن بهره گیرد.
حالا در ادامه صحبت از مسئولیت میشود که ریشه آن برمیگردد به کلمه "سَأَلَ"،و شخص مسئول(بر وزن مفعول)شخصی است که مورد سؤال و پرسش قرارمیگیرد.پس در هرجایگاهی،چه از لحاظ ظاهری و چه از لحاظ باطنی هر شخصی باید مسئول باشد و در مقابل این مسئولیت،موردِ سؤال!
اینکه گفته شد ظاهری،منظور مسئولیتهای آشکار یا بهتربگویم جایگاههای منحصر به مکان ویاشاید زمان خاصی باشد مانند:مدیر،راننده،نگهبان و مانندآن.اما هرکسی میتواند ازلحاظ غیرآشکار و باطنی هم درمعرض مسئولیتهایی باشد،مثل اینکه من لحظه به لحظه در قبال انسان بودنم،زنده بودنم،نفس کشیدنم،جاری بودنم،مختار بودنم و تمام اینها مسئولم.بدون اینکه منحصر به مکان و یازمان و فضای خاصی باشد.یکی از نکات مهم این مقوله یعنی ظرفیت ومسئولیت رشتهء باریکی است که بین این دو قرارگرفته که هرچقدر ظرفیت،یعنی آگاهی یا دانایی مؤثر من درمورد جایگاهی بالاتر رود به خوبی میتوان ازعهده آن برآمد.زیرا قبل از همه چیز،میداند که در مقابل قرارگرفتن درآن جایگاه بایستی مورد سؤال قرارگیرد.حال ممکن است شخصِ سؤال کننده،وجدان خود آن شخص باشد و یا گاهی شخصِ بالادستش.
و در ادامه میتوان یک رابطه را درنظر گرفت؛که اگر ظرفیت من نسبت به جایگاه یا مسئولیتی که قراراست درآن قراربگیرم کمتر باشد قطعأ درگیر مشکلاتی میشودکه شخص از مسیرش و یاهدفش خارج میشود که اصطلاحأ به آن قبله گم کردن اطلاق میشود
و اگر ظرفیت من نسبت به آن جایگاه یامسئولیت بیشتر باشد میتوانم با دیدِ جامع و کاملتری نسبت به آن اقدام نمایم و آمادگی پذیرش و رویارویی باهرلحظه ای را داشته باشم.
برای اولی،مانندشخصی که ظرفیت یاآگاهی رانندگی را ندارد و پشت فرمان ماشین مینشیند که سرانجام معلوم است و برای دومی مانند شخصی که ظرفیت و آگاهی مدیریت را دارد،و اگر درجایگاه مدیریت قرارگرفته که هم تراز با آگاهیِ اوست،میتواند درآن جایگاه فعالیت نماید و اگرهم در جایگاه پایین تری یعنی درجایگاه معاونت قرارگیرد بازهم چون توانایی دید ازنگاه یک مدیر را نیز دارد،پس ابزارهای بیشتری را در دست خویش دارد.
سربلند و پیروز باشید!



ارسال توسط استاد لژیون
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ